تبليغاتX
حرفهای خودمانی

حرفهای خودمانی

دوستی عشق

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 14:1  توسط POPCORN  | 

balck cats

سلام به همه دوستان عزیز اینم آلبوم جدید بلک کتز که تازه وارده بازار شده باکیفیت عالی دانلود کنید
 Los Angles
_______
من مستو تو دیوانه ما را که برد خانه !
صدبار گفتم ای دوست نخور بیشتر از دوسه پیمانه !
....
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 14:0  توسط POPCORN  | 

مولانا

سلام به دوستان خوب من
اين يه غزل از مولاناست
با آرزوي داشتن سالي پر بار براي شما و خانواده محترمتان
اميدوارم در سالي كه پيش رو داريم بتونيم نزديك تر باشيم مثل او كه با ما نزديكتر از خود ما به ماست
 
 
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو
ور ازین بی خبری رنج مبرهیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدرهیچ مگو

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگرهیچ مگو

من به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی جز که بسرهیچ مگو

قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفرهیچ مگو

گفتم ای دل چه مه ست این دل اشارت می کرد
که نه اندازه تست این بگذر هیچ مگو

گفتم این روی فرشته ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته است و بشرهیچ مگو

گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو

ای نشسته تو درین خانه پر نقش و خیال
خیز ازین خانه برو رخت ببرهیچ مگو

گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگو
 مولانا
\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\\
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 13:59  توسط POPCORN  | 

رود مي نالد ...

 
 
 
رود مي نالد ...
جغد مي خواند ...
غم بياميخته با رنگ غروب
مي تراود ز لبم قصه سرد
دلم افسرده در اين تنگ غروب....
 
گل پونه های وحشی دشت امیدم
                   وقت سحر شد
                             خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
                                      من مانده ام تنهای تنها
                                                من مانده ام تنها میان سیل غمها
 
گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانـــــــــــی آتشم زد
 
                             می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
                                       افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم
 
گل پونه های وحشی دشت امیدم
                   وقت سحر شد
                             خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
                                      من مانده ام تنهای تنها
                                                من مانده ام تنها میان سیل غمها
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 19:34  توسط POPCORN  | 

عشق از نگاه های مختلف

عشق از نگاه های مختلف
عشق از ديد دانشمندان:
آنتوان برت : اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است

لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست

ديز رائيلي : همه بخاطر عشق زاده شدهايم .... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست

فرانگلين : اگر مي خواخيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد

و اما عشق از ديد گاه آدمهاي معمولي مثل خودمون :‌ (گرفته شده از چت ياران)

1.عشق از ديد جاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي ؟!
( جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه )

2.عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
( جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دارم )

3.عشق از ديد رحيم گوشكوب بقال سر كوچه : والا زمان ما عشق مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !
( جمله عاشقانه : هوي فاطي شام چي داريم ؟ )

4.عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) : اوچيكتيم عشقي !
( جمله عاشقانه : خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم )

5.عشق از ديد ننه بزرگم : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر بتـــــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !
( جمله عاشقانه : بريم خواستگاري ... )

6.عشق از ديد دوست دخترم : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينـــــــه جراحي دمـــــاغمو نميدي ؟! واسه ناهار هم بريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان ... دوست ناديا واســـش يه ماتيز گرفته ! تو حتي حاضر نيستي واسه مــن كه اينهمه دوستت دارم يه پرايد بخري ؟!
( جمله عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام .. راستي دوستت هم دارم! )

7.عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
( جمله عاشقانه : عزيزم دوست دارم ! بووووو بوووووو بوووووغ )

8.عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
( جمله عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم )

9.عشق از ديد ارازل و اوباش ( جوات ) : عشق مشق سرش گرده ! خونه خالــــــــــي نداري؟
( جمله عاشانه : بوووق ... آبجي مياي بريم كثافتكاري ؟ )

10.عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست‍ ؟
( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )

11.عشق از نگاه ننم : وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
( جمله عاشقانه : اوا غذام سوخت )
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 0:51  توسط POPCORN  | 

شعر..............

 
تنگ غروب هوای تو
تنگ غروب صدای تو
تنگ غروب راه افتادم
دنبال رد پای تو
همه جا رو گشتم از تو
رد پایی نیست که نیست
هیچ کجایی یه نشونه
یا صدایی نیست که نیست
چشمام به راه جاده ها
سواره ها رو پیاده ها
می رفتن و می اومدن
اما نبودن مال من
به هر کسی می رسیدم
نشونیتو  می پرسیدم
تو کوچه ها و خونه ها
 بودم مثل دیوونه ها
عکستو از دور می دیدم
دنبال تو می دویدم
می رسیدم جات خالی بود
سایه ی تو خیالی بود
همه جا رو گشتم از تو
رد پایی نیست که نیست
هیچ کجایی یه نشونه
یا صدایی نیست که نیست
یک عاشق
بی قایق
تو دریا
چشماشو
می بنده
تورویا
من عاشق
بی قایق
تو دریا می رم
می رم و می میرم وآسوده می شم از عشق
می رم و می میرم
جشن تولد مرگمو
برات زیر آب می گیرم
یه زیبا
نگاهش
به موجها
پریای دریا
من امشب می میرم
از عشق یه زیبا
من امشب می میرم
می رم ومی میرم وآسوده می شم از عشق
می رم و می میرم
جشن تولد مرگمو
برای تو زیر آب می گیرم
چشمامو می بندم
بی رویا
یه زیبا نگاهشو چه آروم
به موجها می دوزه
یه عاشق
بی ساحل
چه تنها
تو دریا
می سوزه
می رم ومی میرم وآسوده می شم از عشق
می رم و می میرم
جشن تولد مرگمو
برای تو زیر آب می گیرم
من خوش خیال ساده
حالا با پای پیاده
دنبالت دارم می گردم
همسفر با شب و جاده
پرم از حسرت و خواهش
واسه یک لحظه نوازش
کوله بار غم رو دوشم
رهسپاره شهر سازش
 
تو قامت سیاه شب
وقتی ستاره می میره
انگار می خواد بهم بگه
واسه رسیدن به تو دیره
از من خسته رو خط زدن
بی تو یه سایه فقط می مونه
سایه مردیکه خوش خیاله
تو نارفیق رو رفیق می دونه
 
هنوز هم اسمت عزیزه
واسه این همیشه تنها
قصه بود و نبودت
می شه راهی واسه فردا
هوای بوی نم گرفته
دوباره دلم گرفته
صدای گریه بارون
تو خیابون دم گرفته
با نگاهت قلبمو ازم گرفتی
اینم بمونه
با غرورت منو دست کم گرفتی
اینم بمونه
گفتی قلبتو پس می دم دیوونه
اینم بمونه
گفتم این قلبت توی پیشت بمونه
اینم بمونه
خواستم عاشقت کنم گفتی محاله
اینم بمونه
گفتی تو هم دلت چه خوش خیاله
اینم بمونه
اما ماهم ولی تو اومدی آسمونت رو اشتباهی
اینم بمونه
توی بی پناهی
نداره ترسی برام وقتی تو ماهی
تو می گفتی آره من ماهم
ولی تو اومدی آسمونتو اشتباهی
اینم بمونه
میای از دورترین نقطه ایمان من
اونجا که لحظه هام پر شدند از یاسمن
میای از سکوت شهر پر از ستاره
می کشی دستهام رو روی موهات دوباره
می بری با خودت تا اوج بی نهایت
اونجایی که تو چشم هات موج می زنه نجابت
آخ که دیگه دل من از تو جدا نمی شه
تو کتابهای قصه کسی که ما نمی شه
وقتی که به جز عشق چیزی نمی توان که دید
غیر از گل های بوسه چیزی نمی شه که چید
اونجا آسمونش رنگ طلایی داره
آدمها از محبت برای هم می میرن
تو سختی زندگی دست هم رو می گیرن
آخ که دیگه دل من از تو جدا نمی شه
تو کتابهای قصه کسی که ما نمی شه
 
 
Longing For You... A romantic message from your heart to your beloved's.
گلبهار

بگذار يک دل سير به درختها نگاه کنم

شايد شاخه ای دردلم سبز شود

آنوقت می توانی درپاييز

آن را بشکنی

وهيمه ی اجاقت کنی

برای لحظه ای که می تواند چشمهای خيس ترا گرم کند

Just The Two Of Us... A romantic message for him/ her.
 
اين روزها آرزوهايم هم

مينی مآل شده است

به خيال چشم تو هم دلخوشم

 
Spring Flowers ! Wish your friend/ loved one joy with these flowers.

گفتم بهاراست

گفت ازتکرار خوشم نمي ايد

گفتم بهاراست ولی .

گفت ازتکرار خوشم نمي ايد

اونظربه واژه داشت و من به طبيعت

راستی ازکجا می دانست من وسواس دارم
I Love You ! Touch the chords of your beloved's heart with this romantic wish.
 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 0:47  توسط POPCORN  | 

New Album Mohsen Yaganeh

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 17:44  توسط POPCORN  | 

البوم جدید و کامل شادمهر عقیلی

البوم جدید و کامل شادمهر عقیلی را برای اولین بار

 در وبلاک من برای دانلود قرار دادم ! امیدوارم

توانسته باشیم رضایت شما بازدید کننده عزیز را

جلب کنیم با تشکر از شما

اغوش

انگیزه

بی تو

بیا اینجا

  محال

ماندگار

میخواستمت

ONE ONE

POP CORN

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 17:43  توسط POPCORN  | 

عکس روز............

 

 
 
 
 
 
 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 17:39  توسط POPCORN  | 

شعر روز............

یا لطیف
 
هيچ وقت دل به کسی نبند… چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ...ولی اگه دل بستی…… هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه که ديگه پيداش نميکنی……!!
 

 
یادم هست یادت نیست
روز پاییزی میلاد تو در یادم هست
روز خاکستری سرد سفر یادت نیست
ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من

در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
تلخی فاصله ها نیز به یادت ماندم
نیزه بر باد نشستس رو سپر یادت نیست
عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید
کوزه ای دادمت ای تشنه مگر یادت نیست

تو که خود سوزی هر شب پره را می دانی
باورم نیست که مرگ بالو پر یادت نیست
خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود

پس چرا گشت شبانه در به در یادت نیست
من به خط و خبری از تو قناعت کردم

قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست
یادم هست یادت نیست
 

 
خیلی سخته

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی ببینی که دیگه دوستش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بره و پیشت نمونه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه
خیلی سخته توی پاییزبا کسی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت
ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا
بودی

از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

 
 

 
شبی

شبی پرسیدمش با بی قراری
به غیر از من کسی را دوست داری
دو چشمش از خجالت بر زمین دوخت
میان گریه هایش گفت آری
به دل گفتم که یارم مهربان است
که اینگونه سراغ دلربان است
دلم آوازه دادش ناگهانی
رخش با من دلش با دیگران است
درخت غم در وجودم کرده ریشه
به درگاه خدا نالم همیشه
جوانان قدر یکدیگر بدانید
اجل سنگ است و آدم مثل شیشه
 

 

دوستت دارم

به جنگل های بهاری و به مستی
به آن عهدی که با قلبم بستی
بدان ای نازنین تا زنده هستم
تو را دوست دارم و می برستم
پس
دوستت دارم
نه برای آنچه که هستی
بلکه برای آنچه که هستم
وهنگامی که با توام
دوستت دارم
نه تنها برای آنچه که از خود ساخته ای
بلکه برای آنچه که از من می سازی
دوستت دارم
چون به هیچ تماسی , کلامی و یا اشاراتی
به این کار توانا نگشته ای
چون خود بوده ای
شاید دوست داشتن در نهایت
به همین معنا باشد
 

 

زندگی

زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت
حقیقت تلخ است نه به تلخی جدایی


جدایی سخت است نه به سختی
تنهایی


دل روشنی دارم ای عشق
صدایم کن از هر کجا میتوانی
صدا کن مرا از صدفهای سرشار باران
صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن
صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو
بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازیست
بگو با کدامین نفس میتوان تا کبوتر سفر کرد
بگو با کدامین افق میتوان تا شقایق خطر کرد

مرا میشناسی تو ای عشق
من از آشنایان احساس آبم
و همسایه ام مهربانیست
و طوفان یک گل
مرا زیرو رو کرد
پرم از عبور پرستو
صدای صنوبر
سلام سپیدار
پرم از شکیب و شکوه درختان
و در من طپشهای قلب علف ریشه دارد
دل من گره گیر چشم نجیب گیاهست
صدای نفسهای سبزینه را میشناسم
و نجوای شبنم مرا میبرد تا افقهای باز بشارت

مرا میشناسی تو ای عشق
که در من گره خورده احساس رویش
گره خورده ام من به پرهای پرواز
گره خورده ام من به معنای فردا
گره خورده ام من به آن راز روشن
که میاید از سمت سبز عدالت

دل تشنه ای دارم ای عشق
صدایم کن از بارش بید مجنون
صدایم کن از ذهن زاینده ابر
مرا زنده کن زیر آوار باران
مرا خنده کن بر لبانی که شب را نگفتند
مرا آشنا کن به لبهای شوقی
که این سو شکفتند و آن سو شکفتند


دل نورسی دارم ای عشق
مرا پل بزن تا نسیم نوازش
مرا پل بزن تا تکاپوی خورشید
مرا پل بزن تا ظهور جوانه
مرا پل بزن تا سحر
تا سبدهای باد آور باغ

دل عاشقی دارم ای عشق
صدایم کن از صبر سجاده شب
صدایم کن از سمت بیداری کوه
صدایم کن از اوج یک شیهه بر قله صبح
صدایم کن از صبح یک مرد بر مرکب نور
صدایم کن از نور یک فتح بر شانه شهر

تو را میشناسم من ای عشق
شبی عطر گام تو در کوچه پیچید
من از شعر پیراهنی بر تنم بود
به دستم چراغ دلم را گرفتم
و در کوچه عطر عبور تو پر بود
و در کوچه باران چه یکریز و سرشار
گرفتم به سر چطر باران
کسی در نگاهم نفس زد
و سرتا سر شب پر از جستجوی تو بودم
و سر تا سر روز پر از جستجوی تو هستم

صدایم کن ای عشق
صدایم کن از پشت این جستجوی همیشه
 

 
ای؟؟؟
ای عشق خیالی من
 
ای رو یای مهال من
زندگی را بازی گرفتن نیست

 
دنیا را به کام گرفتن نیست
دیگران را دوست داشتن سخت نیست
کسی را پیدا کردن سخت نیست

دلش را بردن سخت نیست
 
ولش کردن سخت نیست
دلبری پیدا کردن سخت است
 
وفا داری داشتن سخت است
نگرش داشتن سخت است
 
از دست دادنش سخت است

تقدیم به عشقی نا پایدار
 
 

 
عشق یعنی چی؟
تا حالا فکر کردی عشق یعنی چی؟ عشق یعنی اینکه یکی بهت بگه از رنگ لباست خوشش میاد و تو هم از اون به بعد همیشه همون رنگو بپوشی ! تا حالا دلتنگ کسی شدی؟ اصلا میدونید دلتنگی چیه ؟ اونهم از بدترین نوعش؟ بزرگترین دلتنگی اینه که بدونی اون کسی که دوسش داری هیچ وقت مال تو نمیشه . اینکه بدونی یه روزی از کسی که دوسش داری باید جداشی حالا چه بخوای چه نخوای . تا حالا فکر کردی خوشبختی یعنی چی ؟ خوشبختی یعنی اینکه یکی یه گوشه دنیا باشه که دوست داشته باشه یکی باشه که پناه خستگی هات باشه یکی باشه که نگاهش وجودتو گرم کنه تا حالا فکر کردی آرامش یعنی چه؟ آرامش یعنی اینکه همیشه ته دلت مطمئن باشی که توی سینهء کسی که دوسش داری یه خونه گرم داری تا حالا فکر کردی زندگی یعنی چی؟ زندگی یعنی اینکه همه عمرت تلاش کنی و جون بکنی برای بدست آوردن اونچیزی که بهش ایمان داری زندگی یعنی اینکه خودتو دوست داشته باشی برای اینکه توی دلت عشق اون هست تا حالا فکر کردی هدف یعنی چی ؟ هدف یعنی صبح که از خواب پا میشی بدونی اون روز باید چیکار کنی ؛ بدونی اون روز باید از کدوم مسیر رد شی تا یه تلفن کارتی داشته باشه! تا حالا فکر کردی انگیزه چیه؟ انگیزه اونه که وقتی میخوای بری سر قرار صد بار بری جلوی آینه و لباستو چک کنی !!! تا حالا فکر کردی که قسمت یعنی چی؟ قسمت یعنی اینکه بشینی دست روی دست بزاری و هر طرف باد اومد تو هم بری قسمت یعنی اینکه همه تنبلی ها و بی عرضگی ها رو بندازی گردن روزگار یعنی بشینی مثل بدبختها به از دست دادن محبوبت راضی بشی به سرنوشت چی ؟ به اون فکر کردی؟ سرنوشت دیگه اونی نیست که از سرت نوشته سرنوشت یعنی اینکه یه روز جلوی چشات رفیقت و تنها رفیقت تنهات بزاره و بگه « این بازی روزگاره ... » حالا به خودت فکر کن ! خودتو تا حالا معنی کردی ؟ و انسان یعنی همیشه انتظار ... انتظار ... انتظار .... تقدیم به اونایی که یک بار دوست داشتنو تجربه کردن زندگی همانند دریاچه ایست که گاهی خشک و گاهی در تلاطم است.
 
کاش می شد قلب ها آباد بود !
کینه و غمها به دست باد بود
!

کاش می شد دل فراموشی نداشت
!
نم نم باران هم آغوشی نداشت
!

کاش می شد کاش های زندگی
!
گم شوند پشت نقاب بندگی
!

کاش می شد کاش ها مهمان شوند
!
در میان غصه ها پنهان شوند
!

کاش می شد آسمان غم گین نبود
!
رد پای قهر و کین رنگین نبود
!

کاش می شد روی خط زندگی
!
با تو باشم تا نهایت سادگی


 

 
فرق عشق و دوست داشتن
عشق در لحظه پديد می آيد ... دوست داشتن در امتداد زمان ...
عشق معيارها را در هم می ريزد ... دوست داشتن بر پايه ی معيارها بنا می شود
...
عشق ويران کردن خويشتن است ... دوست داشتن ساختنی عظيم است
...
عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد ...دوست داشتن از شناختن سرچشمه می گيرد
...
عشق قانون نمی شناسد ... دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانين طبيعی است
...
عشق فَوران می کند چون آتشفشان ... دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ...

 

 
 
عشق يعني
عشق يعني سكوت لبهايم
عشق يعني مرگ بيان شاعر
عشق يعني جستجوي چشمان نوجواني
عشق يعني همين يك ، دو قدم تا سكوت
عشق يعني مفهوم همين ژاله سبز
عشق يعني قلم برداري
دست را آزاد كني
و چشمها را بسته
رنگها را در اختيار روحت بگذاري
تا با معنا لمس كند
شايد آسماني سبز ساخت
خورشيدي آبي
و صخره هايي نرم تر از روياها
من اگر من باشد
تبسم خدا يعني عشق
من اگر خود باشم
خشم ابليس يعني عشق
من اگر من باشم و براي من عاشق شوم
عشق يعني همين
عشق يعني صحبت چلچله ها را سخت نداني
با گلبرگ شبو دوستانه صحبتي شبانه كني
عشق يعني قطرات باران را ببوسي
عشق يعني زيبا ببيني
كه اگر بيننده باشي
نعش هفت سال پوسيده ، يعني تجسم زيبايي
عشق يعني همين كه هست را ببيني
در همين كه هست
همين ، كه هست ....
خورشيد را ببوسي تا لبهايت زلال شود

شبنم را در آغوش بكشي تا قلبت شعور پيدا كند
ذهنت را با نسيم صبح از غبار فهم ، نا فهم زمانه پاك كني
عشق يعني باور كني
شايد امسال بهار تا زمستان باقي بماند
كه اگر خود باشي
عشق يعني بي انتهايي
وقتي كه افق تير رس چشم تو باشد
راه بي معناست
 

 
آموخته ام.....كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر ميخواهد،فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي براي فهميدن او
*****
از دريا پرسيدن عشق چيست، گفت:خشكيدن........از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن........ از زمين پرسيدن عشق چيست، گفت: لرزيدن............. از آسمون پرسدين عشق چيست، گفت: باريدن..........از انسان پرسيدن عشق چيست،ناگهان ندايي از درونش گفت:جدايي
اگر  آدمي زندگي را دوست داشت در اغاز تولد نمي گريست
لحظات را طي كرديم تا به خوشبختي رسيديم،اما وقتي رسيديم فهميديم خوشبختي همان لحظات بود
هر چيز دنيا شنيدنش بزرگتر از رسيدن به آن است و هر چيز از آخرت ديدن و رسيدن به آن بزرگتر از شنديدن آن است
جلسه محاكمه عشق بود و قاضي عقل،و عشق محكوم بود به تبعيد به دورتريندنقطه مغز يعني فراموشي،قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداري از عشق ،آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي شنيدن صدايش را داشتي،اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي وشما پاها كه هميشه رفتن به سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند،تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت:ديدي قلب همه از عشق بي زارند،ولي متحيرم با وجودي كه عشق بيشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمايت ميكني!؟قلب ناليد و گفت:من با وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق ميتوانم يك قلي واقعي باشم
*****
*****
من در ين دنيا نكردم گناهي................... فقط كردم به چشمانت نگاهي
نگاه من اگر باشد گناهي .......................مجازاتم بكن هر طور كه خواهي
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 14:39  توسط POPCORN  | 

مطالب قدیمی‌تر