تبليغاتX
حرفهای خودمانی

حرفهای خودمانی

دوستی عشق

To My Friends تقديم به تمام دوستانم

 
به نظاره آسمان رفته بودم ؛
گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن ،
مرغان الماس پر
ستارگان زيبا و خاموش ،
تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته
به بازی افسون کاری شنا می کنند .
آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش
که تنها لبخند نوازشی است
که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد ،
از راه رسيد و گل های الماس شکفتند
و قنديل زيبای پروين - که هر شب ،
دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان ،
آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد - سر زد .
و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که
گويي يک راست به ابديت می پيوندد !
 
دکتر علی شريعتی
 
 
 
 
 
 To My Friends
تقديم به تمام دوستانم
 
 
 
 
 
 
If you should die
before me, ask if you
could bring a friend.

--  Stone Temple Pilots
اگر تو خواستی قبل از من بميری
 بهم بگو که می خوای يه دوست رو هم همراه خودت ببری يا نه .
If you live to be a hundred,
I want to live to be
a hundred minus one day,
so I never have to live
without you.

--  Winnie the Pooh
اگر می خوای صد سال زندگی کنی
من می خوام يه روز کمتر از صد سال زندگی کنم
چون من هرگز نمی تونم بدون تو زنده باشم.
 
 
 
 
True friendship is
like sound health;
the value of it is
seldom known
until it is lost.

--  Charles Caleb Colton
دوستی واقعی مثل سلامتی هست
ارزش اون رو معمولا تا وقتی که از دستش بديم نمی دونيم.
A real friend
is one who walks in
when the rest
of the world walks out.

يک دوست واقعی اونی هستش که وقتی مياد
که تموم دنيا از پيشت رفتن.
 
 
 
 
Don't
walk in front of me,
I may not follow.
Don't walk behind me,
I may not lead.
Walk beside me and
be my friend.
-- Albert Camus
جلوی من قدم بر ندار،
شايد نتونم دنبالت بيام.
پشت سرم راه نرو،
شايد نتونم رهرو خوبی باشم.
کنارم راه بيا و دوستم باش.
Friends are God's way of taking care of us.
 
دوستان، روش خدا برای محافظت از ما هستن.
 
 
Friendship is one mind
in two bodies.
--  Mencius


دوستی يعنی يک روح در دو بدن .
I'll lean on you and
you lean on me and
we'll be okay

--  Dave Matthews
من به تو تکيه می کنم و تو به من
و اونوقت همه چيزمون مرتبه.
 
 
If all my friends were
to jump off a bridge,
I wouldn't jump with them,
I'd be at the bottom to
catch them.
اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،
من با اونا عبور نخواهم کرد،
بلکه اون طرف پل خواهم بود برای کمک به اونا.
Everyone hears
what you say.
Friends listen to
what you say.
Best friends
listen to what you don't
say.
هر کسی چيزايی رو که شما می گين می شنوه.
ولی دوستان به حرفای شما گوش می دن.
اما بهترين دوستان
حرفايی رو که شما هرگز نمی گين می شنون.
My father always used
to say that when you die,
if you've got five real friends,
then you've had a great life.;

--  Lee Iacocca
پدرم هميشه بهم می گه موقع مردن ،
اگر پنج تا دوست واقعی داشته باشی ،
اونوقت هست که زندگی بزرگی داشتی.
 
Hold a true friend with both your hands.;

--  Nigerian Proverb

يک دوست واقعی رو دو دستی بچسب.
 
 
 
 
A friend is someone who knows
the song in your heart
and can sing it back to you
when you have forgotten
the words.;

--  Unknown
يه دوست، فردی هست که آهنگ قلبت رو می دونه
و می تونه وقتی تو کلمات رو فراموش می کنی
اونا رو واسه ات بخونه.
 
 
   
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:24  توسط POPCORN  | 

همه چی............................

 خواستم زندگي كنم  ........ راهم را بستند

به ستايش روي آوردم ...... گفتند خلاف است
به عشق روي آوردم ....... گفتند گناه است
خنديدم ...................... گفتند كودكانه است
گريستم ..................... گفتند ديوانه است
و حال كه در عزاي عشقت نشسته ام و هيچ نمي گويم
همه گويند كه .............. هي !! فلاني عاشق است؟؟؟
 
کاش می شد فریاد مظلومانه ی نیلوفرهای مرداب را شنید
کاش می شد سکوت غریبانه گنجشک را معنا کرد
« اگر کسی گلی را دوست داشته باشد که در ميليونها ستاره فقط يکی از آن پيدا شود؛ همين کافيست که وقتی به آن ستاره نگاه می کند ؛ خوشبخت باشد. چنين کسی با خود می گويد: گل من در يکی از اين ستاره هاست... »

زيباترين کلام من سخنيست که هنوز به تو نگفته ام! 
چند سطري از حرفهاي اوشو:
1.     هيچ پيوندي نمي تواند جايگزين روح تو شود. تنها تو، تنها تويي كه دوست خودي.
2.     اگر واقعاً خواهان تغيير زندگي هستي، همين حالا، بي درنگ آغاز كن.
3.  تنهايي، فرديت است. و تنها افراد مي توانند دوست باشند. نمي تواني دوست كسي باشي كه با او معنا مي يابي اين دوستي
نيست. يا تحت تسلط اويي يا مسلط بر او اين رابطه مالك و مملوك صاحب و برده است. دوستان هرگز مالك يكديگر نمي شوند.
4.     در پيوند عاشقانه، بايد به مالكيت در آيي نبايد تلاش كني كه مالك شوي.
5.     عشق با جدايي نمي ميرد. با بسيار با هم بودن شايد ولي با جدايي هرگز.
6.     زوج ها همه باسد به خاطر داشته باشند كه پس از ازدواج ارباب ديگري نخواهند شد فقط همراه، فقط دوست.
7.     هرگز نخواه كه ديگري تغيير كند. در هر پيوندي تغيير را از خود آغاز كن.
8.  هيچ چيز بيشتر از تنهايي رنج آور نيست. اما مشكل اين است كه ايجاد هر پيوندي از روي ترس از تنهايي، آزمون مباركي
نخواهد بود، چون ديگري نيز با همين انگيزه به تو پيوسته است.
9.  عشق واقعي تنهايي را به يگانگي مبدل مي سازد. اگر ديگري را دوست مي داري، اگر مي خواهي ياريش كني، كمك كن تا
يگانه شود. نه نبايد او را اشباع كني. تلاش نكن با حضور خود بگونه اي او را كامل كني. ديگري را كمك كن تا يگانه شود.
چنان سيراب از وجود خود كه نيازي به حضور تو نباشد.
10. هيچ مردي،زن را نمي فهمد، هيچ زني، مرد را نمي فهمد، زيبايي با هم بودنشان همين است.
 
 
روابط
 
ضرب المثل معروفي است كه مي گويد :"دوستان جديد مثل نقره هستند و دوستان قديمي مانند طلا . " البته اين گفته در مورد
همه دوستانمان صدق نمي كند اما براي مواردي كه درست است بايد بسيار خوشحال باشيم .
بعضي از دوستان فقط به هنگام شادي ها در كنارمان هستند  و برخي ديگر هر وقت كه مشكلي پيش مي آيد فورا" به كمكمان
مي آيند . دوستان واقعي كساني هستند كه هر دو جنبه را دارند ، يعني از شادي ما شاد و از غم و اندوه ما غمگين مي شوند
بعضي از دوستان فقط از ما حمايت مي خواهند و برخي ديگر فقط مي خواهند از ما حمايت كنند . دوستاني انتخاب كنيد كه
هم به هنگام نياز در كنارتان باشند و هم هنگامي كه آنها به شما نياز دارند بتوانيد در كنارشان باشيد .
با جنس مخالف مهربان باشيد و با آنها نيز برخوردي دوستانه داشته باشيد زيرا آنها هم مانند شما حساس و آسيب پذيرند ،
با اين تفاوت كه مردها بهتر از زنها مي توانند اين مسئله را پنهان كنند .
در روابط با ديگران خويشتن داري هميشه يك فضيلت و خصلت خوب است . همواره در عين حال كه كاملا" صداقت داريد
 با ادب و نزاكت نيز باشيد .
در همه روابط موفق هميشه رگه هايي از سازش وجود دارد . بايد بپذيريم كه هميشه نمي توانيم هر چيزي را كه مي خواهيم
به دست آوريم و گاهي آن چيزي كه گمان مي كنيم بسيار مهم است در واقع ارزش چنداني هم ندارد .
در زندگي گاهي پيش مي آيد كه كساني را دوست داريم اما آنها ما را دوست ندارند . در واقع آنها به عشق ما نيازي ندارند .
 ممكن است يك مرد  با شما همانطور رفتار كند كه با مادرش رفتار مي كند .
اكثر مردها از زناني كه شاد هستند و خودشان را دوست دارند خوششان مي آيد .
مرد ها دوست دارند وقتشان را با زني بگذرانند كه خودش را خوب مي شناسد و مي داند چه مي خواهد ، مهربان و دوست داشتني باشد ، شنونده ي خوب و شوخ طبع باشد . 
  
 
 
 
 
     آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است . كسي كه بكوشد صاحب گلي شود ، پژمردن زيبايي اش را هم خواهد ديد . اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند. چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين خيس و با ابرهاي افق آميخته است  ...
بهانه
كنار آشنائي تو
آشيانه مي كنـــــــــــم
فضاي آشيــــــــــــــانه را
پر از تــــــــــــــرانه مي كنـــم
كسي سوال مي كند به خاطر چه زنده اي
و من براي زندگي
تـــــــو را بهانه ميكنـــــــــــم
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 16:12  توسط POPCORN  | 

عاشقانه ها

 
 
عاشقانه ها
 
قصه بي پايان دل من
 
 
Turn On The Speaker
 
 
 
 
 
 
آي نسيم سحري
 
 
ديشب از غصه دلم،داغ و داغون شده بود
 
جاي خواب توي چشام،اشكا مهمون شده بود
 
مثل هر شب تو اطاق روي تختم  يه گوشه كز كرده بودم،
 
فكري اومد تو سرم،يهو از جا پريدم
 
رفتم از تو باغچه مون،گلي واسه اون چيدم
 
اما باز يادم اومد،خودمو گول مي زنم
 
تو اطاق مونده هنوز،گل ديشب كه چيدم
 
مثل من يواش يواش،داره پژمرده ميشه
 
بي صدا توي اطاق گريه هاشو من ديدم
 
اشك هاي بي معرفت نا اميدم نكنيد
 
ديگه امروز ميرم و برا خاطر شما
 
اين گل وبهش ميدم هرچي بادا ديگه باد
 
 
 
 
 
يا اگه روم نباشه......
 
ميدمش به دست باد،
 
آي نسيم سحري،اين گل وببر براش
 
بده دستش ،نگرفت،بذارش روي پاهاش
 
نه.....! نبر....صبر كن ،آخه...
 
اگه لايق نباشه.......؟
 
پاك وصادق نباشه......؟
 
اگه گفت بابا ولش......؟
 
اگه خنديد تو دلش......؟
 
نه .....نبر.... صبر كن .....آخه..
.
قطره هاي اشك من،
 
روي گلبرگ هاي اون مونده هنوز
 
پس غرورم چي ميشه.....؟
 
شباي بي كسي و سوت و كورم چي ميشه؟
 
نه ، آهان يادم اومد
 
تو منو ببخش نسيم،گل و همرات ببرش
 
اگه هم اشكامو ديد رو برگ گل،
 
اون كه حاليش نميشه،نمي دونه
 
بخيالش كه اينا......
 
شبنمه يا قطره هاي بارونه،
 
اومد از ره سپيده،
 
شب به آخر رسيده،
 
كم كمك صبح ميرسه،
 
صبح زود وقتي كه باد
 
تو كوچه صداش مياد
 
ميرم و فوري درو وا مي كنم
 
 
 
 
 
داد مي زنم،آي نسيم سحري
 
يه دل پاره دارم،چند مي خري....؟
 
آي نسيم  سحري، تن مهربونتو
 
تر كن از اشكاي من
 
بوسه اي روي دو چشماش مي زني.....؟
 
 
 
 
 
آي نسيم سحري
 
تو لطيف و بي صدا
 
دستي به موهاش مي كشي.....؟
 
آي نسيم سحري ......
 
من خجالت مي كشم
 
تو خودت به جاي من،
 
اين گل و همراهت مي بري....؟
 
آي نسيم سحري........
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 23:3  توسط POPCORN  | 

رود مي نالد ...

 
 
 
رود مي نالد ...
جغد مي خواند ...
غم بياميخته با رنگ غروب
مي تراود ز لبم قصه سرد
دلم افسرده در اين تنگ غروب....
 
گل پونه های وحشی دشت امیدم
                   وقت سحر شد
                             خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
                                      من مانده ام تنهای تنها
                                                من مانده ام تنها میان سیل غمها
 
گل پونه ها نا مهربانی آتشم زد آتشم زد
گل پونه ها بی همزبانـــــــــــی آتشم زد
 
                             می خواهم اکنون تا سحر گاهان بنالم
                                       افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم
 
گل پونه های وحشی دشت امیدم
                   وقت سحر شد
                             خاموشی شب رفت فردایی دگر شد
                                      من مانده ام تنهای تنها
                                                من مانده ام تنها میان سیل غمها
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 19:34  توسط POPCORN  | 

والنتاین مبارک !

 
والنتاین مبارک !love struck
ولن تاين در اردبيــل :
خديجه : رحيم آقا ! تو بيلميـري امروز چه روزيه ؟
 رحيــم : والا فِچ ميكنم روز جهاني مبارزه با محيط زيست ! ها ؟
 خديجه : يوخ بابا ! امروز ولرم تايمه !!
 رحيـــم : ها ؟! ولرم تايم نمنه ؟!
 خديجه : بابا تو مجله نوشته بود روز عشگه ! روز احساساته ! روز من و شوماست !
 رحيــم : شوما كيه ؟! ها ؟! بچه بپر برو اون چاكو رو از آشپزخونه بيار ....
 خديجه : رحيم آقا ! شوما اصن به من هيچ وقت توجه نميكني ! منم آدامام بابا به خدا ! منم مث شما از بچگي بزرگ شدم
! حگّ ِ مادري  دارم به جَردنِ بچه هات بالام !
 رحيـــم : بيبين خديج ! من تا حالا چيزي كم گوذاشتم ؟! كوتاهي شده از گِبالِ من ؟!
 خديجه : رحيم آقا ! امروز همه دوست پسرا واسه دوست دختراشون كادو ميخرن ... خوب شوما چيرا نميخري ؟
 رحيـــم : آخه زن ! تو اصن خودش و با من چيكار داري ؟ آخه كدوم مردي واسه زنش سالي يه بار تولّد ميگيره؟
 كه من واسه تو ميگيرم ؟
 خديجه : اصن هرچي شوما بيگي ! به ما ولرم تايم نيومده بابا ... دستاتو بشور بيا شامتو بخور بابا !
 رحيـــم : سيكتيــر بابا !!!
--------------
ولن تاين در جواديه طهران :
 بتول : آق مِيـتي ! ميدوني امروز چه روزيه ؟
 ميتي : دست كم گرفتي مارو مس كه ! خب امروز سالگرد آزادي آق ميتي از زندونه ديه !!
 بتول : نه بابا ... امروز روز زيد بازاست ... توام كه امامِ زيد بازايي .... !!!
 ميتي : خدائي ؟! پس كثافتكاري داريم امشب ؟!!
 بتول : اول كادو آق ميتي ...
 ميتي : واستا ! بيگير اينو بپوش .. خدائي كل مسجد شارو گشتم اينو پيدا كردم ...          
             از رنگ سبز فسفري خوشت ميومد ديه ؟! اينو بپوشي چه هلوئي ميشي به مولا !! بتركونيم !
 بتول : ايول ! دمت فرت آق ميتي !! خدائيش خيلي آقائي ! آخه كي ولوووووم تاين واسه زيدش مايو سه تيكه ميخره ؟ ها ؟؟؟
 ميتي : دِهــــه !! اين جاي تشكرته ان تركيب ؟ ميخواي يه جوري بزنم تو لگنت كه مث اين مايو سه تيكه بشي ؟!!
 بتول : اصن ميدوني چيه ؟ نخواستيم داداش .. به ما اين غلطا نيومده !
 ميتي : گو ميخوري نميخواي !! مگه منو تو چيمون از اين بچه سوسولا كمتره كه وووولوم تاين ميگيرن واسه هم ...
بتول : باشه باااااااا !! نمودي ...
ميتي : آها ! ايول حالا شد .. ! لبرو بده بياد ... جوووووون !!!kiss
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 19:37  توسط POPCORN  | 

» زندگی یک انتظار«

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
امشب نمی دانم ای بت زیبا چه می کنی
ما بی تو خون خوریم! تو بی ما چه می کنی؟
----------------------------------------
» زندگی یک انتظار«
 
سهم من بوسه گل نيست
سهم من دخمه خاره
سهم من كجا نسيمه
سهم من موج و غباره
كسي در منه كه غمگينه هميشه
دلي كه تنها باشه جز اين نميشه
كسي نيست سر روي شونم بذاره
شاخه اي گل توي خونم بياره
كسي نيست كه بشكنه تنهاييمو
پا ميون آشيونم بذاره
خيلي تنهام خيلي تنهام چه كنم
اي خدا با كوه غمهام چه كنم
تكيه كردم تكيه بر عشق
با همين دل دل ساده
ندونستم تكيه بر عشق
تكيه بر بازوي باده
.... زندگي يه انتظاره ....

اگه بوسه ها آب باشن من به تو دريا رو ميدم اگر در آغوش گرفتن ها مثل درخت باشدمن به تو جنگل رو ميدم اگردوستي يه سياره هست من به تو کهکشان را مي دهم اگر عشق زندگيه من مال خودم رو براي هميشه ميدهم به تو اگرمي تونستم چيزي باشم تو اين دنيا عشقي مي شدم که قلب تو رو به مال من پيوند بده

بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 21:7  توسط POPCORN  | 

يادته؟

تو سرتاپا وفا بودي تو با عشق آشنا بودي ولي اي مهربان من بگو آخر که از اول کُجا بودي کنون از من بجا مُشتِ پَري مانده بيا آتش بزن اين آشيان بال و پَرها را رهاکُن اين دل غمگين و تنها را تُرا راندم ولي هرگز مگو با من که معني عشق و محبت را نمي دانم که در چشمان تو نقش غم و دردت نمي خوانم تُرا راندم 

ولي آن لحظه گويي آسمان مي مُرد جهان تاريک مي شُد کهکشان مي مُرد درون سينه ام دل ناله مي زد باز کُن از پاي زنجيرم که بُگريزم به دامانش بياويزم به او با اشک و خون گويم مَرو من بي تو مي ميرم ولي من در هاي هاي گريه خنديدم که تو هرگز نداني بي تو يک تک شاخه عُريان پاييزم دگر از غصه لبريزم دراين دنيا بمان بي من

براي ديگري سر کن نواي عشق و مستي را بخوان در گوش جان ديگري آواي هستي را تو اي تنها اميد من بي من از آن کوچه ها بگذر مرا يکدم بياد آور که مي گفتم:بيا اميد جان من بيا تن را ز قيد آرزوهايش جدا سازيم بيا ميعاد خود را درجهان ديگر اندازيم بياد آور که اکنون بي تو خاموشم ز خاطرها فراموشم و يک تک لاله وحشي بجاي لاله بر گور دل من روشن است اکنون

رو اسمِ من خط بِکش عکسِ منو بد بِکش بين منو عشق من ديوار نکش سد بِکش مثل يه حرف ساده که نُقطه هاش اُفتاده عشقمو از من جدا شکلِ منو بد بکش سادگي هايِ عشقمو رنگ و ريا نشون بده يه عکسِ تازه اي بِکش به لحظه لحظه جون بده وقتي که خط کشيدي عکسمو بد کشيدي من واسه خط کِشي هات مي ميرمو زنده ميشم با همه سرکِشي هات يه روز برنده مي شم  

يادته؟ اومدي ازم پرسيدي براي چي زنده هستي؟ در حاليکه تموم وجودم فرياد ميزدش که " فقط براي تو " گفتم :براي هيچي بعد من از تو پرسيدم که: واسه چي زنده هستي؟ در حاليکه اشک تو چشماي اسمونيت جمع شده بودش گفتي به خاطر کسي که واسه ي هيچي زنده هست  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 20:12  توسط POPCORN  | 

رقص عشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 18:8  توسط POPCORN 

love

@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@....................... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@...................... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@...................... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@...................... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@@.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 0:55  توسط POPCORN 

.....ONLY FOR YOU

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 23:24  توسط POPCORN 

مطالب قدیمی‌تر